از ما نخورده باشی....

شخصی در بازار نسبت به حکیمی عمل زشتی را انجام داد حکیم در عوض اعتراض کار او را تحسین کرد و انعامی به او داد . شخص نادان که از عمل خود مغرور شده بود پیش خود فکر کرد اگر این کار را با شخص مهمتری کنم چه پاداشی خواهم گرفت؟ روزی همان خلاف را نسبت به حاکم شهر انجام داد. حاکم او را به مرگ محکوم کرد . او را برای اعدام می بردند حکیم خود را به او رساند و در گوشش گفت : از ما نخورده باشی.