اصطلاحات کوهنوردی

 

 

 

فرود abseil

پايين آمدن از شيب هاي تند با طناب

 

صعود ascent

بالاروي تا قله يک کوه ، بالا رفتن از يک ديواره و مانند آن

 

صعود همزمان alpine fashion

حرکت همزمان دو کوهنورد در شيبهاي نسبتا ساده (مثلا در برف نوردي)

 

صعود پي در پي  chain climbing

صعود چند قله به دنبال يکديگر و بدون وقفه (روي يک خط الراس يا جدا از هم ) که در سالهاي اخير مورد توجه بسيار قرار گرفته است

 

روش سبک بار alpine style

به آن روش آلپي هم گفته اند. صعود به قله هاي بلند با يک حمله ، يعني با يک حرکت ممتد از پاي کار و بدون برگشت به پايين براي تجديد قوا و وسايل، و بدون کارگذاري طناب يا بارگاه ثابت

 

روش محاصره اي siege style

روش صعود يک قله يا ديواره با رفت و برگشت هاي متعدد روي مسير و کار گذاشتن طناب ثابت و چادر در فواصل مختلف

 

 

 تراورس traverse

معناي تحت الفظي آن ميان بر است اما تراورس يک کوه بدين مفهوم است که قله را از يک سمت صعود کرده و از سمت ديگر فرود آييم . غالبا تراورس يک قله را برجسته ترين اقدام روي يک کوه مي دانند که از آن رضايت خاطري عميق به انجام دهندگان آن دست مي دهد. در صورتي که در زمان صعود يک کوه براي عبور از موانع به سمت راست يا چپ تغيير جهت دهيم (عبور عرضي در کوه) آنرا تراورس مسير صعود گويند. هنگام تراورس ميتوان از بغل پا استفاده کرد البته بايد توجه داشت اين نوع حرکت فشار زيادي به پا خصوص عضلات آورده و براي مدت زيادي نميتوان از آن استفاده کرد

 

شناسايي reconnaissance

برنامه کوهنوردي يا منطقه گردي با هدف بررسي امکان صعود يا مسير يابي

 

بارگاه ، چادرگاه camp

محل اقامت و قرار دادن وسايل در يک برنامه کوهنوردي بزرگ

 

پايگاه base camp

نخستين بارگاه که در پايين کوه برقرار مي شود و معمولا بزرگترين بارگاه و محل تدارکات رساني براي بارگاه يا چادر هاي بالا تر است

 

جانپناه bivouac hut

پناهگاه کوچک، پناهگاه اضطراري . محلي براي شب ماني و استراحت بدون امکانات آب و وسايل راحتي

 

شب زده be knighted

گروه يا فردي که ضمن صعود يا بازگشت به شب برخورد ميکند و مجبور به شب ماني مي شوند،در مقابل آن شب ماني با برنامه است

 

شب ماني bivouac

گذراندن شب در فضاي باز کوهستان يا در يک غار برفي يا در يک کيسه شب ماني

 

ميسر يابي route finding

فن پيدا کردن راه صعود در کوه يا روي صخره ها مي باشد و از اساسي ترين فنون کوهنوردي بشمار مي رود

 

مسير نما topo (مخفف topographic picture)

عکس کوه يا صخره که روي آن مسيرها مشخص شده اند

 

پاکوب

راهي که در کوه بر اثر تکرار حرکت کوهنوردان درست شده است. کوهها و ارتفاعات ايران داراي مسير هايي است که عمومأ بر اثر تردد زياد كوهنوردان ايجاد شده و به آنها پاكوب يا مالرو مي گويند که عموما داراي شيب مناسبي نيز هستند كه بهترين مسير براي صعود به قلل مي باشند

 

مسير سنگي rock climb

مسيري بر يک صخره که صعود آن نياز به طناب و کاربرد مهارتهاي ويژه دارد

 

مانع سنگي barre rocheuse

صخره يا توده سنگي پرشيب که معمولا ضمن پيش راهپيمايي با آنها برخورد مي شود و دستيابي به بخشهاي بالايي کوهستان را دشوار مي سازد

 

سنگ پيمايي scrambling

با دست و پا بالا رفتن،صعود صخره هاي شکسته و ساده که معمولا در آن نياز به استفاده از طناب نيست

 

شتر سواري

روش صعودي که در آن فرد پاهاي خود را در دو سوي گرده يا يال بارک گذاشته و با کمک رانهاو دستها به جلو مي رود

 

سنگ کوتاه (Rock)

سنگهاي بزرگ و يكپارچه ؛ تخته سنگهايي كه داراي شيب تند بوده و كمتر از يك طول طناب ارتفاع دارند

 

ديواره (Wall )

ديواره يا پرتگاه به صخره کاملا عمودي و صاف که داراي سنگ هاي يک پارچه با شيب زياد بوده و براي صعود به آن به بيش از يک طول طناب نياز باشد مي گويند

 

کلاهک overhang

سطح سنگ يا يخي خيلي وسيع با شيب بيش از 90 درجه ( شيب منفي)

 

طاق ، سقف roof

چنانچه کلاهک کاملا با زمين موازي و بصورت 180 درجه باشد کلاهک کامل يا سقف خوانده مي شود و حالتي شبيه به سقف يک اطاق پيدا دارد

 

طاقچه ledge

محل تخت روي ديواره ، جايي که مي توان روي آن ايستاد

 

بزرو gangway

طاقچه شيبدار در عرض يک سطح سنگي . اگر شيب آن به سمت بيرون باشد يا ديواره بالاي آن شيب منفي داشته باشد رد کردن آن بسار دشوار است .بزرو ها راميتوان با قرار دادن يک دست و يک پا روي آن و خزيدن به بالا صعود کرد

 

گيره hold

بر جستگي و فرورفتگي هاي سنگ که با گرفتن آنها يا پا گذاشتن روي آنها از سنگ بالا مي روند

 

لبه

گيره بلند و باريک شکاف، شکاف ها بسته به اندازه ، داراي نامهاي مختلفي هستند. که به ترتيب اندازه : انگشتي، دستي، مشتي، بدني، تنوره

 

معبر، دهليز و تنوره

مجرا و بريدگي هاي روي ديواره ها هستند

 

تنوره chimney

بريدگي در يک صخره که پهن تر از شکاف و بارکتر از دهليز است،يک انسان درون آن جا شود

 

پاگستري bridging

باز کردن پاها و دست ها و فشار دادن آنها به ديواره دو سوي تنوره يا دو سطحي ها براي بالا رفتن

 

منقار سنگي ، برج سنگي ، سوزني يا شاخک

سنگي که بصورت برجسته از صخره بيرون زده باشد و با ديواره موازي باشد منقار سنگي ناميده مي شود اگر اين سنگ برجسته اندازه بزرگي داشته باشد سوزني يا شاخک و اگر اندازه آن خيلي بزرگ باشد مثلا حدود 50 متر برج سنگي ( pinnacle) ستون سنگي که در بخشهاي بالايي باريک مي شود،ناميده مي شود

 

دماغه nose

لبه برآمده و کم وبيش عمود سنگ شبيه جرز ديوار . ممکن است فقط چند متر و يا صدها متر ارتفاع داشته باشد (مانند دماغه ال کاپيتان) سنگ-گوه اي که از تنوره بيرون زده و حالتي شبيه به يک لوله توپ پيدا کرده

 

باد پناه leeward

سمتي از يال يا کوه که در مقابل وزش باد نيست

 

واريزه scree

توده سست سنگ و شن در دامنه کوه يا درون دهليزها ؛ که به آنها شن اسکي هم مي گويند. اين شيب ها داراي منبع شني نرم بوده و پا درون آن فرو مي رود. معمولا پايين آمدن از اين شيب ها ساده است ولي بالا رفتن از آنها بسيار خسته کننده و بايد تا حد امکان از صعود در اين اجتناب نماييد چرا که با صرف انرژي زياد مسافت کمي را خواهيد پيمود . در اين جور مکان ها بايد جايي را انتخاب کرد تا شخص به عقب ليز نخورد، هنگام پايين آمدن از اين نوع سطوح بايد گام ها سريع و بدون مکث باشد، بصورتي که ابتدا پاشنه وارد شن شود

 

تختگاه plateau

قسمت صاف روي دامنه يا کمرکش کوه

 

چاک rift

دالان با ديواره هاي موازي و مستقيم

 

سنگ چين ،منار cairn

توده سنگ که براي مشخص کردن راه يا قله روي هم چيده شده اند

 

گدار

کم عمق ترين جاي رود محل مناسب براي عبور از آب (با کفش و زاويه 45 درجه) استفاده از طناب در صورت جريان تند

 

تنداب rapid

بخشي از رودخانه که داراي شيب تند و ناگهاني است . رودخانه هاي زيرزميني (در غارها) نيز ممکن است داراي تندآب باشد

 

کارگاه ، نقطه حمايت belay point

محلي که نفر حمايت کننده از آنجا شخص صعود کننده را حمايت مي کند

 

فرود آزاد free abseil

فرود از بالاي يک کلاهک بصورتي که بدن در فضا معلق مي شود

 

آمفي تئاتر amphitheatre

اصطلاحي که در بريتانيا بکار مي رود و به چال کوچکي اطلاق مي شود که گرداگرد آن مي توان سنگنوردي کرد