گزارش حضور در حریق جنگل ابر
برگشتم،با بچه ها در حال بحث بودیم عده ای از آقایان تصمیم گرفتند تا با دور زدن محل از طرف دیگر محل حریق وارد محل شوند. می دانستیم آنجا نظامیان با حضور خانم ها مخالفت صد درصد دارند و قطعا اجازه فعالیت نخواهند داد.مجبور بودیم جداشویم.اما ترجیح دادیم بریم بالا تا تصمیم بگیریم دقیقا چیکار کنیم.....
برگشتیم بالای منطقه، در حال خودمون بودیم که دیدیم چندتا از ماموران و سربازان به سمت دیگر جنگل دویدند این بار از سمت سرق قلعه موران دود به آسمان رفته بود و ظاهرا چند نفر رو دیده بودند وبرای گرفتنشون در حال دویدن به اون سمت بودند.
مامور هلال احمر برای هلکوپترهای اعزامی پرچم نصب می کرد و اصرار ما برای حضور بی نتیجه ماند و عزم برگشت کردیم .پس از سرگردانی ها تا نیمه راه با همان راننده و ماشینی که به پایین رفته بودیم برگشتیم .
ظهر رسیدیم به شهر و منتظر خبر تا در صورت نیاز آقایان بصورت دسته جمعی و امکانات شخصی به محل بیایند.
ساعت 8شب خبر جلسه فوری محیط زیست اعلام شد و عده ای در جلسه حضور پیدا کردند و....
و حکایت همچنان باقیست...