1خسته نباشید حسابی به همه بچه های تیم که از چند وقت پیش درگیر برنامه ریزی های آمادگی تیم برای برنامه دماوند بودن و 1خداقوت مردونه به اونایی که مردونه قله رو زدن به قول معروف..."دمتون گرم!!!"....

1خسته نباشید حسابی به همه بچه های تیم که از چند وقت پیش درگیر برنامه ریزی های آمادگی تیم برای برنامه دماوند بودن و 1خداقوت مردونه به اونایی که مردونه قله رو زدن به قول معروف..."دمتون گرم!!!"....

کندلوس زیبا بهشتی در دل البرز با شکوه:
در درههای البرز مركزی در جنوب دریای خزر، روستایی زیبا هست كه طبیعت بكرش را در میان كوهها پنهان كرده است.

برای راهیابی به «كندلوس» از راه جاده چالوس، پس از گذر از شهر «مرزن آباد» و در چند كیلومتری آن به سمت چالوس، به یك سه راهی میرسیم كه «دو آب كجور» نام دارد. اگر از اینجا به سمت راست حركت كنیم، وارد جاده «دشت نظیر» میشویم كه از اینجا به بعد، مناطقی بسیار زیبا و دلپذیر چهره مینماید....
برای راهیابی به «كندلوس» از راه جاده چالوس، پس از گذر از شهر «مرزن آباد» و در چند كیلومتری آن به سمت چالوس، به یك سه راهی میرسیم كه «دو آب كجور» نام دارد. اگر از اینجا به سمت راست حركت كنیم، وارد جاده «دشت نظیر» میشویم كه از اینجا به بعد، مناطقی بسیار زیبا و دلپذیر چهره مینماید....
فردا روزیه که اکثر شماها مثل این ساعت راهی تهرانید برای صعود دماوند... این قله تاریخی و این آتشفشان خاموش...دماوند، این ناشناخته کهن که همچنان ناگفته هایی برای گفتن دارد....
آرزومند صعودی شیرین و موفقیت آمیز برای همه شما هم تیمی های عزیز هستم

دماوند-قسمت سوم
آب وهوای دماوند
دماي هوا :
حداقل دماي هواي ارتفاعات دماوند در زمستان تا 60 درجه زير صفر و در تابستان تا يكي - دو درجه زير صفر پايين مي آيد و حداكثر دما بسته به شرايط جوي مي تواند تا چند ده درجه بالاي صفر ، زياد شود. در روستاها و مناطق پايين دست نيز زمستانهاي زير منفي 15 درجه و شبهاي تابستاني زيرمثبت 10 درجه ، اتفاقي عادي است.
باد :
در ارتفاعات كوه دماوند، طوفان مساله دور از ذهني نيست . سرعت طوفان در دماوند به راحتي از 150 كيلومتر در ساعت مي گذرد. سرعت باد حتي در كوهپايه هاي دماوند نيز گاه به هفتاد كيلومتر در ساعت مي رسد و درد سر ساز مي شود.در اين منطقه اكثر بادها از غرب و شمال غربي مي وزند . ـالبته اين به جز نسيم دائمي كوه به دشت و دشت به كوه است.
بارندگي :
متوسط بارندگي در ارتفاعات دماوند 1400 ميليمتر در سال است و از آنجا كه بارش در ارتفاعات معمولا به صورت برف است ؛ رودهاي پر آب اين منطقه در تمام سال جريان دارند.
منابع آب :
هرچند دماوند از بارندگي بسيار خوبي برخوردار است اما در مقايسه با ديگر حوضه هاي آبگير كشور نمي توان دماوند را كوهي پر آب ناميد . از دماوند حدود 9 رود دائمي و فصلي سرچشمه مي گيرد كه پنج رود در دامنه هاي شمالي و بقيه در نيمه جنوبي جريان دارند. مهمترين رودي كه از دماوند تغذيه مي شود ، رود هراز است . البته سرچشمه هاي اصلي اين رود از دامنه هاي شمالي پالون گردن و حومه خلنو و آزاد كوه است اما عمده آب آن از جبهه هاي مختلف دماوند تامين مي شود . مهمترين رودهاي دماوند كه به هراز مي پيوندند عبارتند از :رود تينه ، تلخ رود ، و شعبي از دليچاي . آب مصرفي مردم منطقه علاوه بر شيوه هاي سنتي ، از سد خاكي لار با ظرفيتي در حدود نود ميليون متر مكعب تامين مي شود . سد لار در جنوب غربي دماوند ، در دشت لار و در ميانه راه رودخانه پر آب "لار" بنا شده است. امروزه آب قسمتي از شرق و شمال تهران ، از درياچه اين سد تامين مي شود.
دشت لار:
دشت لار بزرگترین دره ایران است که در 70 کیلومتری شرق تهران در جاده هراز قرار گرفته است. آب هوای متغیر این دشت را به "لار دیوانه" و چشمه ها ی متعدد آن را به رزمین "هزار چشمه" مشهور کرده است. پارک ملی لار که حدود 28 هزار کیلومتر مساحت دارد مکانی مناسب برای راهپیمایی است. ابرهای دور دماوند اگر اجازه دهند ، لار مکان مناسبی برای دیدن چهره ی زیبای بام ایران است . لار زیستگاه جانورانی چون گراز ، گرگ ، روباه ، پلنگ ، کل و بز ، قوچ و میش ، عقاب طلایی ، کبک و انواع مار چون افعی البرزی و ماهی قزل آلا است . گونه هایی که در سالهای اخیر به شکل خطرناکی کاهش یافته اند .در این دشت می شود ، گون ، خرگوشک ، آویشن ، پونه ، کاکوتی ، گل گاو زبان و باریحه را که مصارف دارویی و صنعتی دارند را نام برد . در بهار لار شقایق به تن میکند و درتابستان هم تا اواخر شهریور دارای علف های قد کوتاه است.همینطور در این منطقه تپه ها را گیاهی به نام " بی خون " که در زمستان گل می دهد پر کرده است. رودخانه ای که از سد لار می آید و رودخانه های فصلی دیگر در تابستان هم جریان دارند . به این ترتیب سراسر تابستان لار برای سفر مناسب است. همینطور به دلیل وجود انواع مارها برای پیاده روی در لار حتما گتر به پا داشته باشید
شاهوار 5 ساعته
حمید رضا سنندجی (اینجانب) و آقای علی اصغر رحیمی از مسیر تاش قلۀ شاهوار را 5 ساعته زدیم و شب را در چشمه خرسی خوابیدیم.
زلانی باشید دوستان عزیز
دماوند-قسمت دوم
مخروط دماوند: به شكل زير نگاه كنيد ، مواد مذاب (ماگما) از دل زمين جوشيده و بعد از سرد شدن تپه اي نه چندان مرتفع را به وجود آورده است. در شكل ، اين تپه به عنوان اولين لايه مخروط با شماره 1 مشخص شده است. مدتي بعد ماگما كه اكنون راهي براي به سطح آمدن يافته بود ، دوباره فوران كرد و لايه دوم را تشكيل داد. اين روند ادامه يافت و در طول صدها سال لايه هايي بر لايه هاي قبلي اضافه شد تا مخروط رفيع امروزي به وجود آمد. نكته : تعداد لايه هاي رسم شده در شكل فرضي است....
برای دیدن کامل مطالب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
چون این هفته به سلامتی تیم قصد راهی شدن به دماوند رو داره میخوام 1سری اطلاعات در مورد دماوند براتون بنویسم شاید براتون مفید و جالب باشه :
دماوند:
در متون كهنتر جغرافيايي هيأت بطلميوسي كمتر نام دماوندبه چشم ميخورد و شايد به اين دليل باشد كه كمتر در دوران گذشته بر سر راه تجارت قرار داشته است. اما در نوشتههاي ابن حوقل (سور البلدان)، اصطخري (المسالك و الممالك) نام دماوند آمده است. در شاهنامه نيز، البته جاي سيمرغ است و ملجاء زال پدر رستم.
اما از لحاظ جغرافيايي: مربوط ميشود به: بخش لاريجان، شهرستان آمل 62 كيلومتر جنوب غربي آمل، 69 كيلومتر شمال خاوري تهران، 26 كيلومتر شمال و شهرستان دماوند. ارتفاع 5628 متر.
مطابق آخرين تحقيقات گيتاشناسي، اگرچه غالب كتابهاي جغرافيايي ارتفاع دماوند را 5671 نوشتهاند ولي عمليات فتوگرامتري سالهاي اخير رقم 5628 را نشان ميدهد. كوه دماوند بلندترين قلهي فلات ايران و بالطبع مرتفعترين كوه كشور با قلهاي مخروطي و آتشفشاني و خاموش است. كه البته دورهي چهارم زمين شناسي فعال بوده است. بيش از 70 دهانهي آتشفشاني دارد كه يكي از آنها از لايهي ضخيم گوگرد پوشيده شده است با دهانهي به قطر 400 متر.
دماوند-نگاه جغرافیایی-رشته کوه های اطراف آن:
براي شروع بد نيست به دو نكته اشاره شود : اول ، رشته كوه البرز ادامه اي از چين خوردگي هاي مرتفع و طولاني آلپ و هيماليا است كه تا فلات ايران كشيده شده و ديگر آنكه دماوند كوهي منفرد يا به اصطلاح "تنهاست" به اين معني كه به قله ها و كوههاي اطراف خود متصل نيست ؛ و فاصله بين آنها را دشتهاي حاشيه دماوند پر كرده اند ، هرچند يال سرداغ ....
چیزی که میخوام بگم نه ادبیه نه علمی و نه خاطره است شاید گفتن از ذات آفرینش ما انسان ها باشد؛ نمی دونم شاید همه به این فکر کرده باشید که چرا اومدید طرف کوه و کوهنوردی در حالی که میتونستید مثل هزاران هزار تنها با تماشای اون از دور لذت ببرید!؟؟
من با تمام علاقه ای که به کوه داشتم با تمام کوه رفتن ها وشوق و اشتیاقم هیچ وقت به کوهنوردی حرفه ای تر زدن قله های بلند مثل امروز و حالا فکر نکردم شاید چون چیزی که برام قابل ارزش و زیبا بوده و هست بودن در کوه بود و طبیعت ؛ فقط همین.... اما امروز به کوه طور دیگه ای نگاه می کنم کوه برام بیشتر از اون که گوشه ای از طبیعت سرسبز گسترده باشد برایم محصور کننده ای است که هرروز وهر لحظه زیباتر و واقعی تر و ناشناخته تر است ونمی دانم کسی چون من اسیر این زیبایی هاست یا آن ناشناخته ها!؟!؟ دوست دارم بشنوم از دیگران؛ چرا کوه؟ این ذات همه ی ما آدم هاست؟! یا هر کس بنا به روحیاتش به گوشه ای از این پدیده می نگرد که دیگران ندیدند؟!
یادمه سمیه اولین بار که شاهوار رو زد گفت وقتی می بینم قله رو زدم به این فکر می کنم که هر مشکلی رو توی زندگیم میتونم از سرراهم بردارم ...ذهنیت قشنگیه و حتی 1جورایی واقعی خیلی بهش فکر کردم...
اما دلم میخواد اونایی که لحظه شماری می کنن برای رفتن به دماوند اونم آخر این هفته جواب بدن و بگن، قبل از رفتن و بعد از رفتن،انگیزه و احساس زدن 1 قله پر ارتفاع توی شرایط سخت؟؟؟
پنج شنبه 18/4/88 ساعت حرکت 12:20
اعضای گروه : مصطفی (خان)- علی ابراهیمی (سرپرست ) – علی نجفی – حسین ( پسر عمه مصطفی ) – سلمان ( دوست مصطفی ) – فاطمه – سمیه – فرزانه
بعد از نیم ساعت ماشین سواری به روستای قطار زرشک رسیدیم که در آنجا بچه ها دلی از عزا در آوردند و به باغهای اطراف هجوم برده و هم گیلاس خوردند و هم بردند . بعد از دو ساعت پیاده روی به مرتعی رسیدیم و استراحت کردیم و بعد دوباره در ساعت 16 به راه افتادیم و در ساعت 18:09 به پریخانی رسیدیم. حسین در آنجا چای درست کرد و قرار شد همانجا سکنی گزیده و شب را سپری کنیم اما ... . از آنجاکه همه چیز به نظر خان بستگی دارد به راه خویش ادامه دادیم تا به محل رویایی ایشان برسیم ،ولی راه طولانی و نفس تنگ . پس خان والامقام به جبران اشتباه خویش زمینی را مسطح نمود و چادر ها را در همانجا علم کردیم . هنوز هوا روشن بود و فضایی مناسب جهت فال گرفتن و کتاب خواندن. پس سمیه وعلی ابراهیمی تفعلی به حافظ زدند و برای یک یکبچه ها فال گرفتند. پس خان و سایرین احساس گرسنگی نموده و خانمهای محترمه غذایی را که آمادهنموده بودندبه وسط آوردند و همگی لذت بردند و گاهی بر سر غذای خوشمزه اینجانبان نزاعی نیز در می گرفت . در نهایت بعد از شام مشغول بازی گل یا پوچ شدیم و بعد هم به دستور سرپرست در ساعت 23 خوابیدیم تا صبح زود بیدار شویم.صبح ساعت 4:30 همگی بلند شده به غیر از خان و چای و صبحانه ای خورده و به همراه یک کوله پشتی که محتوی آب و مواد لازم بود که از قبل توسطمصطفی تهیه شده بود به سمت قله حرکت کردیم(ساعت 6:30). در میان راهبه محل رویایی خان رسیدیمگلویی تازه کردیم و به راه ادامه دادیم . در ابتدا مسیر را اشتباه رفتیم و بعد از گذشتن از یخچالهی طبیعی در مسیر درست به سمت قله رفتیم . در نزدیکی قله همگی با یکدیگر برای رسیدن به قله مسابقه گذاشته و به ترتیب علی نجفی ف من و سمیه اول تا سوم شدیم . در آنجا با خواندن سرود ملی ایران و عکس گرفتن این پیروزی را جشن گرفته و هر یک از بچه ها احساسات خویش را به رشته تحریر درآورده و جملاتی ساختند که در خور توجه است :
علی نجفی : احساس میکنم 3945 متر به خدا نزدیکتر شده ام.
حسین : این سفر یکی از بهترین خاطرات زندگی من بود .
سمیه : از آنجا که توانسته ام به قله برسم پس می توانم بر تمام مشکلاتم در زندگی نیز غلبه کنم .
فرزانه : من بنده خالقی هستم که مرا اینچنین توانا و قدرتمند خلق کرده است پس تا هنگامی که او با من است تنها نخواهم ماند.
سلمان : به قدرت و عظمت پروردگار پی برده ام .
فاطمه : وقتی به اطراف نگاه می کنم . احساس آرامش میکنم و به نظر می رسد که با دنیایی از نشناخته ها روبرو هستم و احساس قدرت و توانایی و آرامش می کنم.
این برنامه در روز پنج شنبه 88/5/22 ساعت 2 بعد از ظهر از مکان همیشگی حرکت تیم زلان آغاز گردید و در ساعت 15:30 به پایان رسید. اعضا شرکت کننده:
1. موسی قربانزاده (مهمان علی)
2.علی اکبر نجف زاده
3.رضا محمد طاهری
4.بردیا
این برنامه به علت مسیر 8 کلیومتری و شرایط ویژه ای که داشت برای برنامه آمادگی به دماوند انتخاب گردید. ارتفاع قله حدود 3400متر می باشد و بهترین مسیر صعود به قله,محل چادرزنی مناسب,چشمه و مسیر خوب برای پایین آمدن توسط GPS علامت گذاری شد. این کوه دارای چند نوع میوه خوراکی است که کوچک ولی خوشمزه اند؛ البته خوردنش را به کسی توصیه نمی کنیم ضمنا مسیر پوشیده از آثار حیواناتی مانند:خرس و بز کوهی می باشد. رکورد این برنامه 4.5 ساعت برای صعود و حدود 2.5 ساعت برای فرود است اما این کمترین زمان برای صعود و فرود نخواهد بود چون صعود ما همراه با کشف مسیر ,چشمه و محل مناسب برای شب مانی بوده است.
بنام خالق زیباییها
سلام
خیلی وقت بود می خواستم نوشتن مطلبی در مورد زیبایی شناسی و رابطه آن با طبیعت را شروع کنم ولی نمی دانستم از کجا . تااینکه به یاد آوردم اولین قدم برای شروع هر کار تازه ای برای آدمها الگو گرفتن از طبیعت است .
هنر هم یکی از همان چیزهایی است که شاید فکر کنید ابداع بشر است ولی اگر کمی عمیقتر نگاه کنید خیلی راحت می فهمید که بشر بیش از اینکه هنر رو ابداع کنه یاد گرفته و پیش از اینکه بیافریند از روی دست طبیعت کپی برداری کرده اما غرورش بهش اجازه نداده که حقیقت را خوب درک کند .
نمی خواهم بیشتر از این وارد جزئیات بشوم چون این چند خط فقط یک مقدمه است برای بحث اصلی . در این یادداشتها قصد دارم دلایل علاقه ام به طبیعت گردی را توضیح بدم و کلی ترین جمله ای که می توانم بگویم این است که مهمترین دلیل همان علاقه فطری هر انسان به زیبایی و هنر است .
نوشته شده توسط رضا در 20/2/88
هر طور فکر میکنم می بینم باید نکاتی از هنر و تئوری زیبایی شناسی بگویم .
دیدگاههای مختلف در زمینه هنر :
1- نظریه ی بیان احساسات : از اندیشه های افلاطون نشات گرفت . پیروان مکتب رمانتیک از این دیدگاه برای ابراز عقاید هنری خود استفاده کردند . این نظریه بیان می دارد که میان احساس و هنر پیوندی ارگانیک برقرار است یعنی لازم و ملزوم یکدیگرند.
2- نظریه فرمالیسم : از اندیشه های کانت در مورد استقلال هنر بوجود آمد . این دیدگاه ارزش اثر هنری را معطوف به گوهر ذاتی اثر می دانست نه صرفا بر حسب اعتبار معرفتی یا اخلاقی آن .
3- دیدگاه روانکاوانه : از تحلیلهای روانشناسانه فروید و یونگ منشعب می شود . هنر رانتیجه جستجوی هنرمند در دنیای هنرها و ضمیر ناخود آگاهش دانسته و بیان آن توسط هنرمند را متکی بر رمز نمادهای ذهنی او می داند.
4- دیدگاه جامعه شناختی : ریشه های این نگرش در عقاید مارکس در مورد جامعه است و ساختار مادی جامعه را اساس امور روبنایی چون فرهنگ و هنر می داند.
با دنبال کردن سیر تاریخی و اجتماعی این نظریات به این نتیجه می رسیم که بهتر است بجای دیدگاههایی بر اساس انسان به سمت دیدگاهی مبتنی بر خود پدیده یا دیدگاهی پدیده شناسانه حرکت کنیم.
نوشته شده توسط رضا در 17/4/88